دانلود رمان بازی ادامه داره کار گروهی کاربران

[ad_1]

دانلود رمان بازی ادامه داره کار گروهی کاربران

دانلود رمان بازی ادامه داره. داستان در مورد زندگی پلیسی به اسم محمد هست که زندگی خودش و اطرافیانش

گفته می‌‌شه.یک پسر مجرد که‌ داستان رو از روز تولد سی سالگیش شروع می‌کنه و اتفاقاتی که‌ تو زندگیش افتاده ،

از ماموریت های کاریش ، از خانواده ای که‌ براش تو اولیت هستن ، از دوست خوب و رفیق بچگیش ، از اتفاقات ساده زندگی و

از مشکلات زندگی و نحوه پشت سر گذشتن اونا ، از شکست های زندگیش و تجربه های مهمی‌‌که کسب کرده ،صحبت می کنه .

دانلود رمان بازی ادامه داره

دانلود رمان بازی ادامه داره

 

نام رمان : بازی ادامه داره
نویسندگان : کاربران انجمن نگاه دانلود !!!! Yektay ashegh _ Mahakbanoo1996 _ !!!!F
ویراستار :Ava Banoo
ژانر : عاشقانه _ پلیسی _ اجتماعی
زاویه دید : اول شخص ( رمان از زبان شخصیت های داستان بیان می‌‌شود . )
سخنی با خوانندگان :
از تمام خواننده هایی که وقت گذاشتن و رمانمون رو مطالعه کردن ، کمال تشکر و قدردانی رو دارم.
همین طور می‌خوام تشکر ویژه ای از Yektay ashegh ، یکی از نویسندگان رمان ، بکنم که با وجود داشتن چند رمان دیگه

، نگارش بیشترین پست های این رمان هم بر عهده این عزیز بود . ازYektay ashegh واقعا ممنونم.تشکر دیگری هم

از نویسنده چهارم رمان که کار سخت تری بر عهدش بود، دارم . درسته این رمان سه نویسنده داره؛

ولی نویسنده چهارم رمان ویراستاره ؛ واقعا ازش ممنونم.

قسمتی از داستان :

_ با کلی زحمت امروز رو از سرهنگ مرخصی گرفتم که‌ برم کمک مامان گلم . آخ من قربونش بشم؛

نمی‌‌خواهم خسته بشه؛ اون‌وقت تو من رو آوردی اینجا ؟شروین اذیت نکن بیا بریم.
شروین: بسه دیگه چقدر مثل پیرزنا غر غر می‌‌کنی! یک دقیقه صبر کن کارم تمومه.
_ آره از همون دوساعت پیش یک دقیقه یک دقیقه من رو معطل کردی. خوب مگه

دختری که‌ این قدر طولش می‌‌دی ؟ زود لباست رو بپوش بریم.
تا شروین لباسش رو مرتب کنه ، نگاه به قیافه اش کردم .

[ad_2]

لینک منبع

دانلود رمان کابوسی از بیداری جاوا ، اندروید ، ایفون ، تبلت

[ad_1]




دانلود رمان کابوسی از بیداری

دانلود رمان کابوسی از بیداری : ضحی دختری۲۰ساله است که به دلیل اتفاقاتی که در زندگیش افتاده به شدت افسرده شده

ومدتی هم هست که کابوس های عجیب و غریبی میبینه،کابوس هایی که امانش رو بریدن و

آرا مشش رو به طورکل ازبین بردن،در طی این اتفاقات برادر و همسر برادرش تصمیم میگیرن

که با ضحی به شهر نور (از توابع استان مازندران) سفر کنن تا حال ضحی بهتر شه ودر طی

این مسافرت کابوس های ضحی به واقعیت تبدیل میشه و…

دانلود رمان کابوسی از بیداری

دانلود رمان کابوسی از بیداری

رمان:کابوسی از بیداری

نویسنده: snow80 کاربر انجمن نگاه دانلود

ژانر:ترسناک،معمایی،راز آلود

قسمتی از داستان :

بادهن باز و قیافه متعجب به رو به روم نگاه کردم
من:چه قدر قشنگه!
اطرافم رو دقیق برسی کردم،حتی پرنده هم پرنمی زد،دوباره روم رو به سمت جنگل برگردوندم و شروع به راه رفتن کردم.

جنگل اونقدر ساکت بود که به وضوح صدای قدم های خودم رو میشنیدم و این خیلی عجیب بود!نمیدونم چه طور اما کم تر

از چند ثانیه بالا تپه بلند روبه روم بودم،بدون توجه به اطرافم چشام رو بستم و به درختی که کنارم بود تکیه دادم ونفسی

از سر آسودگی کشیدم،حس عجیبی داشتم،حسی شبیه به آرامش،چیزی که مدت هاست ازش دورم.چشام رو باز کردم

و به روبه روم خیره شدم که از تعجب دهنم وا موند،یک روستای کوچیک پایین کوه بود،از اونجایی که خیلی آدم

کنجکاوی ام از درخت فاصله گرفتم تا به روستا برم اما نیروی قدرت مندی مانع از رفتنم شد و من رو به دنبال

خودش به یک جای عجیب و غریب کشید،یک جای کاملا روشن، اونقدر روشن که به سختی چشام رو باز

نگه داشته بودم،روشنی اونجا اصلا آرامش بخش نبود بلکه اضطراب عجیبی رو بهم منتقل میکرد