دانلود رمان جادوگران رانده شده جلد دوم هورزاد ملکه ی آتش

[ad_1]

دانلود رمان جادوگران رانده شده جلد دوم هورزاد ملکه ی آتش

دانلود رمان جادوگران رانده شده . خلاصه جلد اول:رمان درمورد دختری به نام هورداد که دوستداره به

سرزمین خیالیش بره پس از مدتی به سرزمین خیالی میره وحقایقی براش آشکار میشه

و متوجه میشه که اسمش هورزاد و ملکه اعظم سرزمین هوان و سرزمینان مجاور هست.

خلاصه جلد دوم:داستانی که از یک رازی پنهان شروع شد،داستانی که سرانجامش عشق است.

عشقی ناب که در یک نگاه آغاز میشود.از قدیم گفتن نرسیدن به مشعوق شیرین است!

ولی دل دختر قصه بی تاب عشق.داستانی که هورزاد رو به دل خطر میبره و هیجاناتی تجربه میکنه و اما…

 

دانلود رمان جادوگران رانده شده

دانلود رمان جادوگران رانده شده

دانلود رمان هورزاد ملکه ی آتش جلد اول

سلام دوستان گل..پیشاپیش فرارسیدن روزها ی شهادت  امام علی (ع) را به دوستداران ایشان تسیلت عرض میکنم

در این شب های پرفیض لیالی قدر من ودخترم را از دعاتون محروم نکنید…التماس دعا

سلام دوستان این رمان جلد دوم هورزاد ملکه ی آتش هست این دو رمان کاملا به همدیگه مرتبط هستن و

حتما باید جلد اول رو بخونید بعد بیاین سراغ جلد دوم شروع جلد دوم از همونجایی که در جلد اول به پایان

رسید هست امیدوارم این رمان هم مثل جلد اول طرفدار داشته باشه و به خوبی تمومش کنم.

نام اثر:-رمان جادوگران رانده شده(جلد دوم هورزاد ملکه ی آتش)

سطح رمان : پرطرفدار
نویسنده:فاطمه تاجیکی انجمن نگاه دانلود
ژانر:تخیلی،عاشقانه
تأیید کننده : F.sh.76 عزیز
طراح: nil عزیز
ویراستار:فاطمه تاجیکی

مقدمه:جادوگر شهر من مرا جادو کرد
هر کار که کرده ام نه من بل او کرد
دارو به من از عصاره هایش می داد
نفس من بیچاره به کارش خو کرد
بعد از کمکی عاشق رویش گشتم
نشنیدن آری اش مرا ترسو کرد
تا مدتی از آتش عشقش پختم
تا اینکه مرا فراق او نیرو کرد
گفتم که تو را عاشقم و می سوزم،
نامرد زد و دو چشم من بی سو کرد
زان بعد شدم گدای دروازه ی شهر
تا هر که که بی خبر به اینجا رو کرد،
از قصه ی عشق خود برایش گویم،
جادوگر شهر من مرا جادو کرد

[ad_2]

لینک منبع

دانلود رمان فرمانده

[ad_1]




دانلود رمان فرمانده

دانلود رمان فرمانده . درمورد دختری به نام یلدا که غرق خوشیِ و دور از مشکلات دنیای اطرافش، به تنها چیزی که فکر نمی کرده همیشه همین بوده. تا که روزی می ره و میاد که ورق زندگیش برمی گرده. کل زندگیش تغییر می کنه و دچار دغدغه می شه. آدم می کشه اما بدون اراده، عاشق می‌شه اما ناخودآگاه. همین که می‌خواد با عشقش به خوشبختی برسه که یه چیزی عین طوفان به سمت اوج عشقش می ره و خوشبختیش رو مثل یه قایق چوبی در هم می شکنه.
مقدمه=دل نوشته
بعضی حرفا رو نمی شه گفت… باید خورد…!
ولی بعضی حرفا رو
نه می شه گفت
نه می شه خورد…!
می مونه سر دل!
می شه دلِ تنگ…!
می شه بغض!
می شه سکوت!
می شه همون وقتی که خودتم نمی دونی چه مرگته… 

دانلود رمان فرمانده

دانلود رمان فرمانده

نام کتاب: فرمانده
نام نویسنده: narjes.kh کاربر انجمن نگاه دانلود
ژانر: عاشقانه
نام تاییدکننده: کهربا

قسمتی از داستان :

_بلدا؟ یلدا؟ ای بابا کجایی تو؟ بیا بریم آخرین امتحانو بدیم و خلاص. آهـای. دیر شد.
_باز این رفت پی فوضولیاش. ولش کن بیا بریم.
_خیلی خوب، باشه.
پنج دقیقه بعد از رفتن اونا از پشت خاک‌ریزا بیرون اومدم و دستامو بهم کوبوندم. خنده ریزی کردمو یه بشکن واسه خودم زدم. ایول! بازم دَکِشون کردم. دم خودم گرم حسابی. توی نخلستونا واسه خودم سرخوش پرسه می‌زدم.
هنوز تا شروع آخرین امتحان مونده بود. اونا همیشه زود می‌رن. دوستامو می‌گم؛ ملیسا و کمند. خودکارمو توی جیبم گذاشتمو شروع به فوضولی کردم. اسمم یلداس، هفده سالمه. یه دختر عادی مثل همه ی دخترا. خیلی شیطون و فوضولم. نابغه ریاضی. عاشق ریاضیم. یه دختر رک و سرخوشم، فوضول نیستما، فقط کنجکاوم، کنجکاو!
بگذریم. من خانواده چهار نفرمو دوس دارم، اسم مامانم یاسمینه. اسم باباجونمم کیوان؛ یه مرد عالی و عرب و با غیرت؛ البته یه داداشم داره که دوسال از خودش بزرگتره،

نام رمان : فرمانده

نویسنده : narjes.kh کاربر انجمن نگاه دانلود

ژانر : عاشقانه

ویراستاران : Sogol_tisratil

تعداد صفحات کتاب : 103 پی دی اف . 396جار

منبع تايپ رمان : http://forum.negahdl.com/threads/146317/

[ad_2]

لینک منبع

دانلود رمان بعد از تو شیرین سعادتی

[ad_1]




دانلود رمان بعد از تو شیرین سعادتی کاربر انجمن نگاه دانلود

دانلود رمان بعد از تو شیرین سعادتی . دختر داستانمون،یه روانشناسه..یه دختر عاقل که مثل خیلی ها دل میبنده،عاشق میشه و ازدواج میکنه اما…وقتی به خودش میاد که میبینه با یه بچه تنها مونده!…وقتی که یه دختر شکسته و پریشونه که فقط یه مشت قرص میتونن آرومش کنن!…رها میشه،بدون هیچ جوابی یا توضیحی از جانب شریک زندگیش.
همه چیز به نظر مرموز میاد…ماجرایی پر از علامت سوال….
آیا نیکی آروم میشه!؟
آیا میتونه یه زندگی جدید رو شروع کنه!؟
داستان از اینجا شروع میشه اما….قراره اتفاق هایی بیوفته که اصلا قابل پیش بینی نیستند…
بعد از تو ، باز هم تو…پایان خوش.

دانلود رمان بعد از تو شیرین سعادتی

دانلود رمان بعد از تو شیرین سعادتی

نام رمان : بعد از تو
نام نویسنده:شیرین سعادتی کاربر انجمن نگاه دانلود
نام تایید کننده رمان: Roya_77 کاربر انجمن
ژانر:عاشقانه،غمگین

قسمتی از داستان :

بعد از تو…!؟
آری…
بعد از تو من تنها شدم
بعد از تو من رها شدم
بعد از تو من ترد شدم
بعد از تو من شکستم
بعد از تو من خرد شدم
بعد از تو خیلی اتفاق ها افتاد…
و تو کجا بودی تا ببینی چه بر سرم آمد…؟
با همه قدرتم ملحفه رو تو چنگم گرفتم و جیغ زدم:عزیز!
عزیز با چادرش عرق روی پیشونیم رو گرفت و گفت:جانه عزیز؟..دورت بگردم مادر آروم باش الان میان.
با درد به زور از لای دندونهای کلید شده ام گفتم:عزیز دیگه نمیتونم تحمل کنم تو رو خدا یه کاری کن.
عزیز:قربونت برم دخترم،تحمل کن..یکم دیگه که شیر پسرت رو تو بغ*لت گرفتی تمام دردهات از یادت میره.

با ناله سرم رو کوبیدم به تخت و بلند بلند گریه کردم.
مثل مار به خودم می پیچیدم و نفسهام کند شده بود.
حس میکردم عضلات بدنم از درد دارن کش میان…حالا واقعا معنی درد زایمان رو میفهمیدم.
بدنم خیس عرق بود و داشتم جون می دادم.
عزیز هم تو صورتم فوت میکرد و تکرار میکرد«نفس عمیق بکش دخترم»

نام رمان : بعد از تو

نویسنده : شیرین سعادتی کاربر انجمن نگاه دانلود

ژانر : عاشقانه.غمگین

تعداد صفحات کتاب : 240 پی دی اف. 1345 جار

منبع تايپ رمان : http://forum.negahdl.com/threads/171617/#post-721297

[ad_2]

لینک منبع

دانلود رمان راز رازک جلد اول

[ad_1]

دانلود رمان راز رازک جلد اول

دانلود رمان راز رازک در مورد دختریِ که باعث و بانی مرگ کسی می شه. در این بین یک نفر می خواد بعد از سال ها بهش نزدیک بشه اما ..

سخنی با خواننده :
توی این رمان، داستان زندگی چندین شخصیت و ارتباطشون باهم نقل می شه.
عده ای مثبت و خوب هستند و به نوعی می تونن قهرمان داستان باشن و عده ای هم منفی هستند؛

اما باید توجه داشته باشین که هیچ کس نه خوبه و نه بد؛ یعنی یه شخصیت بد می‌تونه چنان کار خوبی

انجام بده که تا عمر دارین تو ذهنتون بمونه و یه شخصیت خوب هم می‌تونه به هر نحوی زندگی یک نفر رو نابود کنه

و شما ازش متنفر بشین. من به عنوان یه نویسنده تازه کار، می خوام این شخصیت هایی که نمونه هاشون

توی زندگی واقعیمون پیدا می شن رو طوری پردازش کنم که روی شما تاثیر خودش رو بذاره.

چه کارهایی که انجام می‌دن، چه حرف هایی که می‌زنن و چه مرگ و چه زندگیشون.
برای این که بدونم به هدف رسیدم یا نه، به نظرات شما نیاز دارم.
سپاس از نگاهتون.
نسترن A.N.

 

دانلود رمان راز رازک جلد اول

دانلود رمان راز رازک جلد اول

نام رمان : راز رازک
نویسنده : دینه دار کاربر انجمن نگاه دانلود

نویسنده رمان :دانلود رمان مرز عجیب عشق
ویراستار: Ava Banoo
ژانر رمان : اجتماعی – عاشقانه

جلد دوم در حال تایپ » رمان رازک ( جلد دوم ) | دینه دار کاربر انجمن نگاه دانلود

قسمتی از داستان :

بطری آب رو گذاشتم وسط و چرخوندم.همه رو گذاشته بودم زیر ذره بین و نگاهشون می کردم، داشتم به

مجازاتی که برای جرئتشون انتخاب کرده بودم ، فکر می کردم. نگاه همه با استرس به بطری خیره شده بود .

خنده دار بود. بطری دور آخرش رو زد و روی من ایستاد. زهرا جیغ کشید و فرزانه از شادی خندید.. حالا چی می شد؟ زهرا گفت:
– خب رازک، جرئت یا حقیقت؟
نفیسه خیلی آروم نگاهم می کرد و انتظار می کشید، با نگاهش بهم می گفت که بگم حقیقت. هر دو می‌دونستیم،

جمعی که توی تابستون با دوستای دبیرستانمون تشکیل دادیم، خطرناکن، خنده ام گرفت…

[ad_2]

لینک منبع

دانلود رمان بازی ادامه داره کار گروهی کاربران

[ad_1]

دانلود رمان بازی ادامه داره کار گروهی کاربران

دانلود رمان بازی ادامه داره. داستان در مورد زندگی پلیسی به اسم محمد هست که زندگی خودش و اطرافیانش

گفته می‌‌شه.یک پسر مجرد که‌ داستان رو از روز تولد سی سالگیش شروع می‌کنه و اتفاقاتی که‌ تو زندگیش افتاده ،

از ماموریت های کاریش ، از خانواده ای که‌ براش تو اولیت هستن ، از دوست خوب و رفیق بچگیش ، از اتفاقات ساده زندگی و

از مشکلات زندگی و نحوه پشت سر گذشتن اونا ، از شکست های زندگیش و تجربه های مهمی‌‌که کسب کرده ،صحبت می کنه .

دانلود رمان بازی ادامه داره

دانلود رمان بازی ادامه داره

 

نام رمان : بازی ادامه داره
نویسندگان : کاربران انجمن نگاه دانلود !!!! Yektay ashegh _ Mahakbanoo1996 _ !!!!F
ویراستار :Ava Banoo
ژانر : عاشقانه _ پلیسی _ اجتماعی
زاویه دید : اول شخص ( رمان از زبان شخصیت های داستان بیان می‌‌شود . )
سخنی با خوانندگان :
از تمام خواننده هایی که وقت گذاشتن و رمانمون رو مطالعه کردن ، کمال تشکر و قدردانی رو دارم.
همین طور می‌خوام تشکر ویژه ای از Yektay ashegh ، یکی از نویسندگان رمان ، بکنم که با وجود داشتن چند رمان دیگه

، نگارش بیشترین پست های این رمان هم بر عهده این عزیز بود . ازYektay ashegh واقعا ممنونم.تشکر دیگری هم

از نویسنده چهارم رمان که کار سخت تری بر عهدش بود، دارم . درسته این رمان سه نویسنده داره؛

ولی نویسنده چهارم رمان ویراستاره ؛ واقعا ازش ممنونم.

قسمتی از داستان :

_ با کلی زحمت امروز رو از سرهنگ مرخصی گرفتم که‌ برم کمک مامان گلم . آخ من قربونش بشم؛

نمی‌‌خواهم خسته بشه؛ اون‌وقت تو من رو آوردی اینجا ؟شروین اذیت نکن بیا بریم.
شروین: بسه دیگه چقدر مثل پیرزنا غر غر می‌‌کنی! یک دقیقه صبر کن کارم تمومه.
_ آره از همون دوساعت پیش یک دقیقه یک دقیقه من رو معطل کردی. خوب مگه

دختری که‌ این قدر طولش می‌‌دی ؟ زود لباست رو بپوش بریم.
تا شروین لباسش رو مرتب کنه ، نگاه به قیافه اش کردم .

[ad_2]

لینک منبع